• تاریخ: ۱۳۹۷-۰۳-۱۱
  • شناسه خبر: 1472

 بی خیالی و عملکرد ضعیف دروازبان لیورپول اشک هم تیمی هایش را درآورد. 

نویسنده محسن بابادی ..کارشناس فوتبال…اهواز بی خیالی و عملکرد ضعیف دروازبان لیورپول اشک هم تیمی هایش را درآورد. لیورپول که راهی آسانتر از رئال جهت رسیدن به فینال لیگ قهرمانان اروپا را طی کرده بود، به نیکی می دانست ک ...

نویسنده محسن بابادی ..کارشناس فوتبال…اهواز

بی خیالی و عملکرد ضعیف دروازبان لیورپول اشک هم تیمی هایش را درآورد.

لیورپول که راهی آسانتر از رئال جهت رسیدن به فینال لیگ قهرمانان اروپا را طی کرده بود، به نیکی می دانست که اگر امسال قهرمان نشود، ممکن است تا سال ها و چه بسا یکی دو دهه دیگر شانس حضور در فینال و یا حتی قهرمانی نصیبش نشود. پس با انگیزه فراوان پای به میدان گذارد و 30 دقیقه ابتدایی مسابقه حاکم مطلق توپ و میدان بود. در تمامی خصوط 3 گانه عملکردی بی نقص داشت و تنها گلی زودهنگام می توانست آنها را به حق مسلمشان برساند. تمامی بینندگان در سرتاسر جهان یقین داشتند که اگر لیورپول در این دقایق گلی به ثمر نرساند، شب سختی را در مقابل شاگردان زیدان پیش روی خواهد داشت و البته چنین هم شد. از دقیقه 30 و اندی به بعد، این رئال بود که نشان داد قهرمانی برای سومین بار پیاپی پشت قباله این تیم است. لذا بازی آرام و توام با آرامش دقایق ابتدایی اش را رفته رفته با یک بازی تاکتیکی، روان و تقریبا تیکی تاکا به تیم سرخ پوش بندر لیورپول تحمیل کرد. در نیمه نخست یاران راموس وقت کافی برای هنرنمایی نداشتند و چشم انتظار نیمه مربی ها شدند. نیمه دوم فرا رسید و رئال همان رئال رویایی بود که انتظارش را داشتیم. سرعت انتقال بالا از فاز دفاع به حمله و بالعکس، پاس های پرتعداد و سالم، میل به تهاجم و بازی رو به جلو و ترکیبی، تشکیل مثلث ها و ادامه تیکی تاکا و….وای خدای من اگر آنها بتوانند برای سومین بار پیاپی قهرمان اروپا شوند چه می شود؟! در حالی که طرفداران رئال غرق در چنین تفکراتی بودند، تیم پرانگیزه حریف با همان بضاعت محدود ولی امیدوارانه به بازی استحاله شده اش ادامه می داد. اما شتاب زدگی و دید ناکافی دروازبان آنها سبب یک پاس با دست اشتباه در مقابل یکی از اضلاع مثلث بی بی سی شد که قطع توپ هوشمندانه و تبدیل به گل شدن آن جریمه این حواس پرتی کاریوس بود. این گل بدموقع و شوکه کننده سبب تحقیرشان در شهر کیف شد. بازیکنان قرمزپوش می بایست به این دروازبان که پشیمانی در چهره اش موج می زد چه می گفتند؟ هیچ….تنها تلاشی تا پای جان برای جبران نتیجه می توانست ذره ای از ناراحتی عمیق آنان بکاهد. هنوز رئال غرق در شادی گل و لیورپول محو در شوک آن اشتباه مرگبار بودند که ناگهان در یک کش و قوس، روی سانتر ارسالی از نقطه کرنر و ضربه سر و نهایتا قطع توپی دیگر که این بار از جانب بازیکنان لیورپول رخ داد، مانه سنگالی در مصافی تک به تک ناواس را مغلوب کرد و گل تساوی برای لیورپول به ثمر رسید تا همه چیز از نو آغاز شود. اما مگر زیدان دست بردار بود؟ هرگز… ایسکو که مدت هاست آن ایسکوی همیشگی نبوده و یک تک به تک حساس را نیز از دست داده بود، جایش را به گرت بیلی داد که بخاطر نیمکت نشینی های مکرر در این فصل غزل خداحافظی و آهنگ جدایی از تیم کهکشانی ها را سر داده است. اما بیل می خواست در بزرگترین شب زندگی اش زیباترین گل هایش را به ثمر برساند و اصلا برای همین هدف پای به میدان گذاشته بود. سانتر آرام، کنترول شده و دقیق مارسلو تنها با یک قیچی برگردان زیبا می توانست تبدیل به گل شود. زیدان با دیدن این برگردان خارق العاده برای لحظاتی در این فکر فرو رفت که چرا در فصل سپری شده از بیل استفاده بیشتری نکرده است!! بله رئالی ها کم کم آماده جشنی بزرگ می شدند. گرت بیل نیز که دوست نداشت هنرنمایی هایش به این سادگی ها تمام شود، با شوتی سرکش از پشت محوطه جریمه که قوسی کریسی داشت، سبب شد که دروازبان حریف برای دومین بار مرتکب اشتباهی جبران ناپذیر شود. اشتباهی که تا قیام قیامت از یاد هواداران لیورپول نخواهد رفت. اشتباهی بچه گاه که نسخه لیورپولی ها را پیچید و پرونده این بازی را به سود رئال مختومه اعلام کرد. اشک های همچون سیل تماشاگران تیم انگلیسی اینها را می گفت. شاید اگر کاریوس درون دروازه آنها نبود، اکنون مردم این شهر بندری شادترین انسان های روی کره زمین بودند. اما گویا این جام به تیم رئال بدجوری عادت کرده بود و دوست نداشت که بجز مادرید به جای دیگری نقل مکان کند. در حقیقت طعم رئال به دهان جام قهرمانی باشگاه های اروپا مزه داده و انگار با هم پیوندی ناگسستنی برقرار کرده اند. اما بشنوید از ضلع سوم و اصلی مثلث بی بی سی که ناکام بزرگ این مسابقه بود. آری کریس 32 ساله آن کریس همیشگی نبود و آن قدر بدشانس بود که از زمین و زمان برایش بد می آمد. تماشاگر عصبانی لیورپول که تحمل عملکرد ضعیف تیمش در دقایق پایانی را نداشت، می خواست خودش وارد محوطه جریمه شده و جلوی تیم رئال را بگیرد تا گل شانزدهم کریس رونالدو بیش از این اسباب تحقیرشان را فراهم نکند. اما اگر بخواهیم منصفانه به تمامی 90 دقیقه این مسابقه جذاب بنگریم، باید اذعان کنیم در شبی که لیوپول تمامی تلاشش را انجام داد، اشک های آنان ارزشی به اندازه دانه های مروارید داشت. چرا که مقصر این باخت، اشتباهات بچه گانه دروازبانشان بود نه خود آنها.